تبليغاتX
بوی ظهور

شباهتهای غدیر با کربلا

در روز ۱۵ذیحجه الحرام پیامبر درآخرین سفر حج خود رو به مردم کردندوفرمودند:

((من کنت مولا فهذا علی مولا))   هر کسی من مولای اویم علی مولای اوست

ودر کربلا حسین (ع)علی اصغررا برسردست اعلام کردند اگر مرا قبول ندارید بیایید علی اصغر را از من بگیریدوبه او مقداری آب دهید.

در غدیر همه با علی بیعت کردند در کربلانیز با تیری سه شعبه با حسین وعلی اصغر بیعت کردند.

                                             خدا تمام دشمنان علی(ع)را لعنت کند

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 14:6  توسط غلامرضا  | 

عید سعید غدیر مبارک باد.

عید امامت و ولایت بر همه عاشقان ولایت تهنیت باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 12:49  توسط غلامرضا  | 

بیایید یه تصمیم بگیریم:

به خدا نمی گم مشکل بزرگی دارم

به مشکلم می گم خدای بزرگی دارم

نظر شما چیست؟

نظر بدید ممنون می شیم

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 9:37  توسط غلامرضا  | 

روز قربانی یعنی روز گذشتن ابراهیم از بهترینها از جگر گوشه خود اسمائیل  

عید سعید وبزرگ قربان بر همگی مسلمانان جهان مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 10:11  توسط غلامرضا  | 

شهادت مسلم ابن عقیل سفیر با وفای امام حسین تسلیت باد.

روز عرفه

روز عرفه

بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند که پسین روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم ، پس از خیمه خود بیرون آمدند ، با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان با نهایت تذلل و خشوع پس در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانید و دستها را برابر رو برداشتند مانند مسکینی که طعام طلبد و دعای عرفه را خواند.

قسمتی از این دعای شریف:

الهی َتقَدَسَ ِرضاکَ اَن تَکونَ لَه عِلَهٌ مِنک فَکَیفَ یَکونَ لهُ عِلَه مِنی

معبودا مقدس است پسند تو از این که خودت سبب ساز آن باشی پس چطور من توانم سبب ساز آن گردم.

 

 التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 22:17  توسط غلامرضا  | 


شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام محمد باقر(ع) را تسلیت عرض می نمائیم.

شهادت امام محمد باقر را تسلیت عرض می نمائیم.


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 22:33  توسط غلامرضا  | 

بسمه تعالی

شهادت مظلومانه امام نهم شیعیان امام جوانان حضرت امام محمد تقی(ع)بر تمامی شما جوانان پیرو ایشان وهمه شیعیان جهان تسلیت باد

مختصری از زندگی امام جوادالائمه(ع):

نهمین اختر تابناک آسمان امامت وولایت،امام محمد تقی(ع)معروف به جوادالائمه دردهم ماه مبارک رجب چشم به جهان گشودند

ایشان در سن 9سالگی به امامت رسیدند ومدت امامت ایشان 17سال به طول انجامید.

امام محمد تقی(ع)در مجموع دوران امامت خود بادو خلیفه عباسی به نامهای ((مامون ومعتصم))معاصر بوده وهر دونفراورا به جبر ازمدینه به بغداد احضار کردند وهر دو درباره او از یک خط مشی سیاسی که مامون آن را پی ریزی کرده بود،پیروی نمودند.

امام جواد (ع)از شخصیت والایی برخوردار بود واز دوران کودکی آثار امامت ورهبری از گفتارش آشکار بود .

اینک در این مورد یک رویدادرایادآوری میکنیم:

مامون پس از شهادت امام رضا (ع)در نیمه صفر سال 204هجری از مرو رهسپار بغداد شد وسیاست شوم خود را درباره فرزند امام تعقیب کردوهدف وی این بود کهاو مانند پدرش تحت مراقبتمامون زندگی کند .

امام نهم از روی اضطرار مدینه را به سمت بغداد ترک گفت.روزهای ورود امام به بغدادمصادف بود با عبور مامون با اسکرتهای خود از یکی از خیابانهای بغداد بود.چشم مامون به نوجوانی افتاد که بر خلاف دیگران (که از دیدن موکب مامون پا به فرار گذاشتند)بر جای خود ایستاده بود که گویا حادثه ای رخ نداده است،مامون از این جریان در شگفت شدوخواست از وضع این نوجوان تحقیق کند.

مامون:تو چرا مانند دیگران فرار نکردی ؟

امام جواد(ع):نه مسیر تو تنگ بود که آن را وسیع گردانم ونه مجرم بودم که از گناه خود بترسم.

مامون:خود را معرفی کن فرزند کیستی؟

امام جواد(ع):فرزند علی بن موسی الرضا هستم.

مامون:حقا که تو فرزند او هستی.

                                         این داستان از کتاب بحارالانوارج5ص91و92

ودرآخردر29 ذی القعده سال 220 به وسیله سم معتصم عباسی به درجه شهادت نائل آمدند وجهان شیعه را در غم خود اندوهگین کردند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 17:35  توسط غلامرضا  | 

بسمه تعالی

امام زاده سید فخرالدین(قسمت دوم)

 

 

در قسمت قبل راجع به این امام زاده حرفهایی زدیم ودست نوشته ای راکه

آیت الله فلسفی آورده بودیم واینک ادامه:

گفتند:اگر خراب کنید صدمات وخسارت فراوان خواهید دید وجرات خراب کردن را ننمودند.رئیس مسول (سرپرست)متوجه شد وخود کلنگ را برداشت وخواست خراب کند،یک مرتبه یک سیلی از غیب به صورتش خورد که چند مترپرید ونقش زمین گردید،در حالی که بدنش سیاه شده واز دنیا رفته وفورابه تهران به رضاشاه پهلوی گزارش دادند،امر شد آن مرقد را خراب نکنند.

در حدود سال 1330خورشیدی،محمدرضا شاه فرمان داد در این زمین پروسعت که نزذیک خیابان طبرسی است،یک دبیرستان بسیار مجلل بسازند.جمعی از نیکو کاران به سرپرست آنها گفتند:مبادااین مرقد را خراب کنید که آثارش محو شود،او اعتنایی نکرد،ولی بعدهانمی دانم چه شده بود که این مرقد مطهررا بسیار احترام کرد؛ودر خارج از مدرسه،محل زیارت زائرین قرار داد .

در حدود سال1330آیت الله العظمی فقیه سبزواری،دو صحن بسیار بزرگ وکوچک دوطبقه،که درزمین این دو صحن چندین هزار قبر سه طبقه،ساخت وخود آیت الله حرم بسیار ارزنده ای برای امامزاده سیذ فخرالدین ساخت وگفت:من بسیار شگفت زده ام که به واسطه ساختن بنای صحن،قبرسیدفخرالدین،نه دربیرون صحن ونه در داخل صحن،واقع شده بود،بلکه دریکی از حجرات صحن واقع گردید وبه طوری محل توجه قرار می گرفت که توسط زائرین محترم ومجاورین

(از بس که کرامت می نمود)همیشه حرمش از ارباب حوائج پر می شد.

این مطلب ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 12:53  توسط غلامرضا  | 

شبي،خواب ديدم :فقط من و خدا در ساحل با هم قدم مي زديم.
پرده هائي از زندگي ام در آسمان ظاهر شد؛با ظهور هر پرده رده پاهائي بر شنهاي ساحل ايجاد
مي گشت.گاهي دو وگاهي يك ردپا شكل ميگرفت،من پريشان شدم زيرا ديدم كه در نشيب هاي
زندگي ام وقتي از خستگي و شكست و اندوه رنج مي بردم فقط يك ردپا وجود داشت ،از اين رو
به خدا گفتم :خدايا تو به من قول دادي اگر تو را بخوانم ،اگر تو را صدا بزنم ،اگر تو را دنبال نمايم
تو هميشه با من خواهي بود وهميشه با من راه خواهي رفت ولي در بدترين بحرانهاي زندگي ام
فقط يك رد پا بر شن باقي مانده است .چرا آنگاه كه به شدت به تو نياز داشتم تو آنجا با من نبودي ؟
خدا پاسخ داد : آن زمان كه تو فقط يك رد پا مي ديدي ،تمام مدت بر دست هايم و در آغوشم تو را
حمل مي كردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 23:8  توسط غلامرضا  | 

سلام             نیستید                چرا سری به ما نمی زنید

قبل ازهرچیزتولدحضرت مسیح(ع)رابه تمامی شما عزیزان تبریک می گویم

می خواهم راجع به مسأله ای حرف بزنم.مسأله ای که شماباآن اکثراًبرخورد

کرده اید.درجامعه مانسبت به امامزاده ها کم لطفی زیادی می شود.

چه بسا آن کس که می خواهداز اقیانوس بی انتهاجرعه آبی بنوشدجز به 

واسطه فرود درخلیج کنار اقیانوس نمی تواندبه مقصود خود برسد وشکی 

نیست که امامزادگان عظیم الشأن از حضرت ابالفضل العباس(ع)و

حضرت علی اکبر(ع)گرفته تا هزاران امامزاده دیگر ازجمله امامزاده

سیدقبر سبز که واقعاًمظلوم واقع شده اندهمان خلیج های کناراقیانوس

علم ائمه دوازده گانه(ع)هستند!!!!

 امام زاده سیدقبرسبز:

حضرت حجت الاسلام وعمادالاعلام جناب حاج شیخ علی

 لطفی زاده معروف به فلسفی درباره ایشان نوشته اند:

حقیر شیخ علی فلسفی٬نویسنده کتاب صدوبیست هزار زیارتگاه های جهان

آوردهام که در سال ۱۳۰۳خورشیدی در اصفهان به دنیا آمدم ودرحدودسال

۱۳۱۰خورشیدی رضاشاه پهلوی امر کردقبرمقدس سیدفخرالدین مشهور به

امامزاده قبر سبز وحدودهزارقبر دیگر راخراب کنندوسنگهای قبور رابردارند

 برای ساختمانهاییکه در نظر داشت ٬بسازندوزمانی که نوبت به خرابی مرقد

مطهر سیدفخرالدین رسید٬جمعی خیرخواه به کارگران وخراب کنندگان

گفتند: اگر این مرقد را خراب کنید٬صدمات وخطرات فراوان خواهیددیدو

.............................  این مطلب با دلیل ادامه دارد................

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 17:3  توسط غلامرضا  |